عاشقانه ها
دوتا مار داشتن با هم صحبت میکردند...
مار اولی: به نظرت من امروز درازتر نشده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مار دومی: چطور مگه؟
مار اولی: اخه از روشهای لاغری و قد کشی دکتر کرمکی استفاده می کنم.
ماردومی: دکتر کرمکی اگه بلد بود قد بلند کنه و لاغر کنه خودش اینجوری باقی نمیموند. حالا روشش چیه؟؟؟؟؟؟؟
مار اولی: دهنت رو از میکنی و یکی میاد و یک عصای بزرگ رو تا ته میکنه داخل دهنت و آنقدر فشار میده تا ته عصا بخوره به انتهای دمبت و محکم میکوبتش تا پوستت کش بیاد و دراز بشی...
مار دومی: این جوری که خیلی درد داره... تازه نمیشه نفس کشید، بعدش هم اگه ته دمبت پاره بشه و نوک عصا از اون طرف بزنه بیرون چی؟؟؟؟؟؟؟
مار اولی: خب به هر حال هر چیزی یه کم سختی داره دیگه !
مار دومی: حالا برای چی دوست داری تا اینقدر قد بکشی؟
مار اولی: چون معشوقه ام گفته تا وقتی قد نکشم با من ازدواج نمیکنه!!!!!
مار دومی: نژاد ما مارها هینطوری کوتاهه، بهتر به معشوقه ات بگی ما نژادمون همینطوریه.
مار اولی: اون خودشه میدونه. اون خیلی خوب همه چیز رو میدونه..
مار دومی: پس چرا میخواد تو قد بکشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مار اولی: واسه اینکه دامادشون قدش یک میلیمتر از من بلندتره و لاغرتر هم هست.
بعدش اینکه اون میخواد پیش فامیل و دوستاش پز بده که همسر من بلند قده، این یک دلیل منطقیه.
ماردومی: مطمئن نیستم که این یک دلیل منطقی باشه...
مار اولی: چرا هست. به تو هیچ ربطی نداره. تو اصلا هیچی نمیفهمی...