تبليغاتX
شور و شیرین
شور و شیرین

از هر دری سخنی
 
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

آخرين نوشته ها

 

پيوند ها

 

آرشيو مطالب

 

 



 

یک دیگه از مردان هنر رفت

 

 

 

دهمين جشن دنياي تصوير
(عكس: يلدا ذبيحي)


یکشنبه سی ام تیر 1387 توسط مهشید



خسته ام!!!!!

خسته ام! (شوخي نيست جديه حتما حتما بخونيد و نظر بدين)

الان حدود 1 سال است که خيلي خسته ام و اين هفته آخر هم که ديگه دارم از پا مي افتم. چرا ؟ هميشه فکر مي کردم کمي تنبل ام اما حالا دقيقا حساب کرده ام و متوجه شده ام که خيلي کار مي کنم. ببينيد ما توي ايران 72 ميليون جمعيت داريم که 13 ميليون اونها بازنشسته هستند. پس مي مونه 59 ميليون نفر. از اين تعداد، 24 ميليون دانش آموز و دانشجو هستند يعني براي انجام کارها فقط 35 ميليون نفر باقي مي مونند. توي کشور 10 ميليون نفر هم توي ادارات دولتي شاغل هستند که خب عملا کاري انجام نمي دن. پس براي پيش بردن کارها تنها 25 ميليون نفر باقي مي مونند. از اين 25 ميليون نفر هم تقريبا 4 ميليون نفر آخوند و ملا و سانسورچي اينترنت و نماينده مجلس هستند پس فقط 21 ميليون باقي مي مونن و اگر بدونيم که تقريبا 17 ميليون آدم جوياي کار داريم، معنيش اين خواهد بود که کل کارهاي مملکت رو 4 ميليون نفر دارن انجام مي دن. اما حدود 2 ميليون نفر هم نيروهاي مسلح داريم و اين يعني فقط 2 ميليون نفر نيروي کار باقي مي مونن. از بين اين دو ميليون نفر، 646.900 عضو پليس و وزارت اطلاعات هستند پس کلا مي مونيم 1.353.100. حالا اين وسط 649.876 نفر بيمار داريم که قدرت کار ندارند و بار کارهاي کشور افتاده روي دوش 806.200 نفر از جمعيت. فراموش کردم بگم که ما حدود 806.186 نفر هم ممنوع القلم، ممنوع التصوير، ممنوع الصدا و ديگر انواع زنداني داريم پس کل کارهاي کشور افتاده روي دوش 14 نفر! از اين چهار ده نفر 12 تاشون عضو شوراي نگهبان هستند و پس متوجه مي شيم که کل کارهاي کشور افتاده روي دوشه دو نفر: من و تو ! و تو هم که داري اينو مي خوني.  پش خسته نباشی.


یکشنبه سی ام تیر 1387 توسط مهشید



عرض تسلیت

در گذشت بازیگر توانا سینما و تلویزیون " خسرو شکیبایی " را از طرف خودم و همه طرفداران شور و شیرین به همه ایرانیان تسلیت میگم.


یکشنبه سی ام تیر 1387 توسط مهشید



اس ام اس روز پدر

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شدم از مردي و مردانگي سير

ديگه شاکي شدم از دست تقدير

براي روز مادر شمش و سکه

واسه روز پدر شورت و عرق گير!!!

روز پدر مبارک

 


چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط مهشید



نی نی
 

 خوشگلم؟؟؟؟؟


یکشنبه شانزدهم تیر 1387 توسط مهشید



با حال

تو نظرات جواب منو بدين لطفا:

اگه يه بسته مداد رنگی داشته باشی و من نقاشيت بودم منو چه رنگی ميکردی؟اول جواب بده و بعد براي بقيه هم بفرست؟ جواب هاي جالبی ميگيری!!


جمعه چهاردهم تیر 1387 توسط مهشید



تبریک تولد

میخواستم تولد یکی از بازیگران را تبریک بگم. 14 تیر تولد حامد    کمیلی است. از طرف همه (طرفداراش) میگم:

 

تولدت مبارک

اگه بیوگرافی حامد کمیلی را میخواین به ادامه مطلب یه سری بزنید و نظر هم یادتون نره.....



ادامه مطلب

پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 توسط مهشید



تبریک تولد

 

امروز تولد یکی از فوتبالیست های محبوبه یعنی علیرضا واحدی نیکبخت. او متولد 9/تیر/1359 است. کارت پستال زیر را از طرف همه طرفدارانش به او میدیم و میگیم:

     تولدت مبارک 

 

 


یکشنبه نهم تیر 1387 توسط مهشید



داستان طنز

مرد ساده لوح و جهانگرد

در زمان شیخ بهایی جهانگردی به اصفهان سفر کرد و در گوشه ای از میدان نقش جهان نشست و قصدش این بودکه میزان اطلاعات مردم اصفهان را محک بزند. شیخ بهایی از سوال عجیب آن مرد چیزی نفهمید. علمای بسیاری آمدند، اما هیچ یک را یارای پاسخگویی به آن سوالات نبود. در این هنگام مردی روستایی به همراه خرش که بر آن تره بار حمل میکرد، از آن میدان گذر کرد علت شلوغی را جویا شد. به او گفتند که این اجنبی سوالی عجیب دارد که ما از پاسخ آن عاجزیم. مرد ساده لوح گفت: بگذارید تا من پاسخش را بدهم.مرد جهانگرد دایره ای روی زمین کشید. مرد روستایی آن دایره را به دو قسمت کرد، مرد جهانگرد یک بیضی کنار دایره رسم کرد و مرد روستایی نیز یک پیاز کشید. جهانگرد انگشت اشاره اش را به طرف او دراز کرد و مرد روستایی دو انگشت را به سوی او گرفت، مرد جهانگرد با خوشحالی از جا برخاست و به آن مرد تحسین گفت. شیخ بهایی از جهانگرد پرسید: چه پرسیدی و چه جواب شنیدی؟ گفت: من کره زمین را کشیدم او دو نیم کره اش را نشان داد. من پرسیدم آیا زمین یک لایه دارد؟ جواب داد خیر چند لایه است. سپس پرسیدم آیا خدا واحد است؟ جواب داد پس فکر کردی دوتاست.       شیخ بهایی مرد روستایی را که در حال رفتن بود صدا زد و گفت: ای مرد چه سوالاتی شنیدی و چه جواب دادی؟ گفت: او یک نان کشید، من آن را نصف کردم و گفتم نیم از نانت برای من. او یک تخم مرغ کشید و گفت نانش را با آن میخورد. من هم چون پیاز داشتم شکل پیاز را کشیدم. او گفت: با یک انگشت توی چشمت میزنم، من هم جواب دادم با دو انگشت میزنم توی چشمانت.


جمعه هفتم تیر 1387 توسط مهشید



داستان

- عشق برای تمام عمر

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را پرسیدند.

پیرمرد گفت زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود!

پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می‌دانم او چه کسی است...!


چهارشنبه پنجم تیر 1387 توسط مهشید



کارت پستال
 

چند تا کارت پستال برای روز مادر براتون گذاشتم.

 

 

 

 

 

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!


سه شنبه چهارم تیر 1387 توسط مهشید



کاریکاتور جواد رضویان
اگه میخواین عکس خوشگل بذارم نظر بدید

 


یکشنبه دوم تیر 1387 توسط مهشید



اس ام اس

چند sms   جالب حتما بخونید:

 

1-نينی که از خواب پا ميشه جيش داره.... زنبور که رو گل ميشينه نيش داره.....چوپون که تو بيابونه ميش داره.....اين ماهواره که ميبينی رو پشت بومه ديش داره..... حاجی که از مکّه مياد ريش داره......شطرنج که بازی ميکنی کيش داره..... اينقدرم چت ميکنی آخره ماه فيش داره.

 

2-آسمان را می نگرم تو را می بینم، خورشید را می نگرم تو را می بینم، ماه را می نگرم تو را می بینم................ خوب مسخره از جلوم برو کنار دیگه.

 

3- عميق ترين درد در زندگی مردن نيست،بلکه نداشتن کسی است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزی.

 

4- پاييز را دوست دارم چون فصل غم است... غم را دوست دارم چون حرف دل است... دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت... عشق را دوست دارم چون تو را با من اشنا کرد...

 

5-هر گاه دلت هوايم را کرد به آسمان بنگر و ستارگانی را بنگر که همچون دل من در هوايت مي تپند.

 

6- اگه اولش به فكر آخرش نباشي، آخرش به فكر اولش مي افتي.

 

7- زندگی 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو.....!!!!!!

 

8- تو سگی خری گاوی حيونی ........... واسه فروش نداری؟

 

9- فرق موز کوچیک باموز بزرگ چیه؟؟؟؟؟ بیخیال میرم از یه میمون دیگه می پرسم!

 

10- گرگه بعد از كلي جستجو آيدي شنگول و منگول گير مياره. بعد از كلي چتيدن، باهاشون قرار ميزاره، ميره سر قرار ميبينه چوپان دروغگو اومده!

 

11- از فرش فروشی مزاحمتون میشم اجازه میدین دلمو  فرش زیر پاتون کنم تا هیچ جا جز دلم پا نذارین؟

12- بلوتوث قلبت رو روشن کن

مي خوام تمام وجودمو برات سند کنم

.

.

.

.

ها ها ها

ويروس داشت

الان مي ميري ....

 

13- توي جاده به يه تابلو رسيدم که روش نوشته بود : دوست داشتن دل مي خواهد نه دليل! از ته دلم دوستت دارم بي هيچ دليل !

14- عزّت الله انتظامي، بزرگ مرد سينماي ايران، شب گذشته بر اثر صانحه تصادف رانندگي در نزديکي منزل ايشان، سراسیمه از خواب پريد!

15- امیدوارم همیشه سبز و بانمک باشی مثل آب بینی

16- بد ترین درد این نیست که عشقت بمیره بد ترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی بد ترین درد این نیست که عشقت ندونه دوسش داری بد ترین درد اینه که دستشویی داشته باشی اما دستشویی اون طرفا نباشه.

17- در بطن هر اشتباهی حقیقتی نهفته است.

18- برای کشف اقیانوسها باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم.

19- دل من مثل برکه است که تو تنها قورباغه اونی.


یکشنبه دوم تیر 1387 توسط مهشید



Blog Skin